مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
600
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> « در آنجا گروهى ستمگر هستند وما داخل آن سرزمين نخواهيم شد تا از آنجا بيرون روند . ودر صورتي كه آنان خارج شوند ما وارد آن مىشويم . موسى گفت : پروردگارا ، من جز اختيار خود وبرادرم را ندارم . تو ميان ما وگروه فاسقين جدايى بينداز ! » اين أمت درست آن مثل را پيروى كردند . كساني بودند كه فضيلتها وسوابقي با پيامبر داشتند ومنزلت نزديكى از آنحضرت داشتند وبه دين محمد وقرآن اقرار مىنمودند تا آن كه پيامبرشان از آنان جدا شد . پس از رفتن وى ، اختلاف پيدا كردند ومتفرق شدند وبه يكديگر حسد بردند وبا امام صاحب اختيارشان مخالفت كردند ، به طورى كه بر معاهدهاى كه با پيامبر بسته بودند كسى وفادار نماند جز رفيق ما ، كه نسبت به پيامبرمان به منزلهء هارون از موسى است . وچند نفر كمي كه خداوند را با دين وايمانشان ملاقاة كردند . وديگران به طور قهقرى به عقب برگشتند همان طورى كه أصحاب موسى چنين كردند ، با خدا حساب كردن گوساله وعبادت آن به گمان اين كه همان خدايشان است واجتماعشان أطراف آن ، جز هارون وپسرش وچند نفر كم از خاندانش همه از دين خدا برگشتند . پيامبر ما هم ، در غدير خم ، برتر وأولى وبهترين مردم را براي أمت نصب ومعين كرد ودر چند مورد حجت را بر آنان تمام كرده وأمت را به أطاعت أو دستور داد وخبر داد كه وى نسبت به خودش مانند هارون نسبت به موسى است ، وأو بعد از پيامبر ، صاحب اختيار هر مؤمني است وهر كس كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ولى أو بوده علي عليه السلام نيز ولى أو است وهر كه پيامبر ، صاحب اختيارتر از خود اوست على نيز همان طور است . علي عليه السلام در ميانشان جانشين ووصى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم است . كسى كه علي عليه السلام را أطاعت كند ، خدا را أطاعت كرده وهر كه با أو مخالفت كند خدا را مخالفت كرده است . كسى كه على را دوست داشته باشد ، خدا را دوست دارد ، وهر كس على را دشمن بدارد ، خدا را دشمن داشته است . با همهء اين سفارشات ، علي عليه السلام را انكار كرده وحق أو را نفهميدند ودنبال ديگرى رفتند ! . . . اى معاوية ! آيا نمىدانى ، وقتي پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم لشكرى به سوى « موته » فرستاد . « جعفر بن أبي طالب » را أمير وفرمانده آنان كرد . بعد فرمود اگر جعفر از بين رفت « زيد بن حارثه » ، واگر زيد از بين رفت « عبداللَّه بن رواحه » جاى أو را بگيرد . جايى كه پيامبر ، راضى نشد مردم را براي خودشان أمير وفرمانده اختيار كنند ، آيا امتش را رها كرده وجانشين خود را براي آنان بيان ومعين نمىكند ؟ ! بهخدا قسم آنان را در ميان شبهه وكوركورانه ، رها نكرده ، بلكه مردم خود مرتكب شدند آنچه مرتكب شدند وبه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم دروغ بستند وخودشان وكساني كه پشت سر آنان را گرفتند هلاك شدند وخود وكساني كه از آنان پيروى كردند گمراه شدند . رحمت خدا از ستمگران به دور باد ! معاوية گفت : اى پسر عباس ! تو با مطالب مهم وبزرگ سخن گفتى . نزد ما اجتماع ويگانگى بهتر از اختلاف است . تو مىدانى كه أمت با رفيق تو ( على ) سازگار نبودند ! ابن عباس گفت : از رسول اللَّه شنيدم كه مىفرمود : هيج أمتي بعد از من از پيامبرشان اختلاف نكردند مگر اين كه أهل باطل بر أهل حق غلبه كردند ! ابن عباس گفت : اين أمت در بسيارى از أمور ، اجتماع وتوافق دارند واختلاف ومنازعه وجدايى با هم